اولین تجربه رانندگی با مرسدس EQC جدید

1398/3/5
Content Article Detail

مسابقه ساخت خودروهای الکتریکی توسط خودروسازان وارد مرحله‌ی جدیدی شده و البته قوانین آلایندگی هم به حدی سخت‌گیرانه هستند که هیچ خودروسازی ریسک تخطی از آن‌ها را به جان نمی‌خرد. 

مرسدس پس از جگوار، آئودی، تسلا و البته ب ام و چهارمین خودروسازی است که وارد کلاس شاسی بلندهای لوکس تمام الکتریکی می‌شود و البته مأموریت خود را به خوبی انجام داده است.



خودروی جدید مرسدس بنز EQC سال پیش رونمایی شد و حالا ما برای اولین بار پشت فرمان آن نشسته‌ایم. قیمت این خودرو در مدل EQC 400 4 Matic اسپورت از 65640 پوند آغاز می‌شود که تنها 1145 پوند بیشتر از قیمت ارزان‌ترین نسخه‌ی جگوار آی پیس (دارنده عنوان خودروی سال) می‌باشد. همچنین قیمت مرسدس 5880 کمتر از نسخه‌ی پایه‌ی آئودی e-tron و بیش از 10 هزار پوند کمتر از تسلا مدل X است.



اول از همه بیایید نگاهی به نام‌گذاری EQC بیندازیم. حرف C نشان دهنده‌ی کلاس خودرو از نظر ابعاد است و جایگاه مشابه C کلاس را یادآوری می‌کند. عدد 400 هم به خروجی قوای محرکه اشاره داشته که البته در این مورد 403 اسب بخار است. نشان 4Matic هم حاکی از تجهیز این خودرو به سیستم چهار چرخ محرک بوده و البته روی هر اکسل یک پیشرانه‌ی الکتریکی قرار گرفته است.



شاید با خود فکر کنید تمامی خودروسازان به همدیگر نگاه می‌کنند زیرا پارامترهای EQC کاملاً مشابه رقباست. مدل‌های اروپایی قدرت حدود 400 اسبی و شتاب صفر تا 100 حدود 5 ثانیه‌ای دارند. تسلا نیز شتاب صفر تا 4.6 ثانیه‌ای داشته و جگوار هم در همین حدود قرار دارد.



جگوار برد الکتریکی محصول خود را در تست‌های WLTP حدود 480 کیلومتر اعلام کرده ولی برد مرسدس و آئودی در حدود 400 کیلومتر می‌باشد. تسلا با برد ادعایی 370 کیلومتری در پشت رقبا قرار می‌گیرد. هر چهار خودروی یاد شده از نظر طول تفاوت‌های زیادی ندارند به گونه‌ای که جگوار با طول 4682 میلی‌متری عنوان کوتاه‌ترین خودرو را به خود اختصاص داده درحالی‌که تسلا با طول 5052 میلی‌متری طویل‌ترین خودرو است.



پیش از آنکه قضاوت قطعی درباره‌ی انتخاب بهترین خودرو از بین این چهار محصول روز داشته باشیم باید همگی را در تست‌های وسیع شرکت دهیم تا نظر قطعی مشخص شود بنابراین پیش از این فعلاً به تست و بررسی تخصصی EQC می‌پردازیم.


این شاسی‌بلند بیشتر شبیه یک کراس اوور است تا قدبلندی دو دیفرانسیل اما به وضوح خصیصه‌های یک مرسدس را نشان می‌دهد. ستاره‌ی سه پر برجسته که روی جلوپنجره‌ای بزرگ نشسته بازی را تغییر می‌دهد اما خودرو که از خطوط و تناسبات گردتری سود می‌برد در کل شبیه مرسدس GLC می‌باشد. این موضوع جای تعجبی ندارد زیرا EQC از پلتفرم اصلاح شده‌ی GLC استفاده می‌کند. در آینده معماری سفارشی محصولات الکتریکی مرسدس تولید خواهد شد.



خب وضعیت چگونه است؟ اگرچه این خودرو طویل‌تر از آی پیس است اما فاصله‌ی بین محوری کوتاه‌تری داشته که همین موضوع روی فضای بخش عقب کابین تأثیر گذاشته است. کابین خودرو تنگ نبوده و برای افراد بزرگ‌سال مناسب است اما خب نمی‌توان بخش پشتی کابین را کاملاً جادار دانست. محفظه بار هم بزرگ نبوده و برابر با 500 لیتر است که در مقایسه با فضای 660 لیتری آئودی و 577 لیتری جگوار کم می‌آورد.



با نشستن روی صندلی‌های چرمی EQC با تریم AMG Line پریمیوم پلاس که قیمت 74530 پوندی دارد شاهد داشبورد خاص محصولات این برند خواهید بود. طراحی دو صفحه‌نمایش این خودرو از A کلاس گرفته شده و اینترفیس MBUX مرسدس ویژگی‌های زیادی از ناوبری واقعیت مجازی گرفته تا آپشن های خاص EQ را شامل می‌شود. البته صفحه‌نمایش این خودرو کمی کوچک به نظر می‌رسد و برخی مواقع هم غربیلک فرمان خودرو دید صفحه مرکزی را مختل می‌کند.



همانند مرسدس GLC، شما احساس می‌کنید در موقعیتی پایین نشسته‌اید و شیشه‌ها و پنجره‌ها بالاتر قرار دارند هرچند قرار گرفتن مجموعه باتری در شاسی به این معنی است که ارتفاعی بالاتر را شاهد خواهید بود. میدان دید شیشه‌ی عقب هم خیلی قابل‌تعریف نیست.



کیفیت خودرو خاص محصولات مرسدس بوده و بهتر از آی پیس و تسلاست اما با آئودی برابر و قابل‌مقایسه است. البته مرسدس خواسته EQ شخصیت خاص خودش را داشته باشد و به همین خاطر طراحی کابین کمی شلوغ از کار درآمده و کلکسیونی از خطوط و انحناهاست. صادقانه باید گفت طراحی کابین خودرو کمی مخلوط و مشغول است.



گرافیک صفحه‌نمایش کاملاً خوب بوده اما بازهم باید گفت کمی شلوغ بوده و حاوی اطلاعات زیادی می‌باشد. بهتر بود که این صفحه‌نمایش ساده‌تر می‌بود.



خب سواری خودرو چگونه است؟ با فشار دکمه استارت خودرو آماده‌ی رفتن خواهد بود. می‌توانید دسته‌ی سمت راستی را از حالت پارک به درایو بیاورید و حرکت کنید. چهار حالت رانندگی وجود دارد که شامل اکو، اسپورت، کامفورت و شخصی می‌باشد.



البته شما به ندرت متوجه تفاوت‌های سیستم فرمان در حالت‌های متنوع رانندگی خواهید شد. اگرچه فرمان کمی سنگین‌تر می‌شود اما بیشتر به فکر پدال گاز تیزتر خواهید بود. پدال‌های پشت فرمان نیز میزان نیروی ترمز احیا شونده را تغییر خواهند داد هرچند شما بدون لمس پدال ترمز به‌صورت کامل توقف نخواهید کرد.



حالت حداکثر برد الکتریکی نیز یک آپشن جذاب است. این سیستم با ناوبری، دوربین‌ها و مانیتورهای پایش محدودیت سرعت کار می‌کند تا حداکثر سرعت را محدود کند. این سیستم همچنین تلاش‌های ترمز احیا شونده را پیش‌بینی می‌کند.



کمی زمان می‌برد تا به عملکرد ترمزها عادت کنید. شما باید به مرسدس اعتماد کنید تا بدانید چه زمانی باید از ترمز در تقاطع‌ها، پیچ‌ها و… استفاده کنید و سپس سرعت را کاهش دهید. اگر خطری پیش روی شما وجود نداشته باشد می‌توانید گاز دهید و پیش بروید.



به‌طور مشابه، فشار دادن پا روی پدال گاز و یافتن محدودیت‌های آن نیز کمی عجیب حس می‌شود. در سایر حالت‌ها EQC شتاب گیری خوبی داشته و در زمان تخت گاز رفتن میزان گشتاور زیاد موجود حس می‌شود؛ اما چیزی که متوجه خواهید شد نبود صدای پیشرانه الکتریکی است. EQC یکی از ساکت‌ترین خودروهایی است که تاکنون رانده‌ایم. همین موضوع درباره‌ی صدای جاده و باد هم صدق می‌کند. این خودرو بسیار آرام و راحت است.



سواری خودرو هم کاملاً خوب بوده و بهتر از رقباست. باید به این نکته اشاره کرد مسیرهای نرم نروژ بسیار متفاوت از جاده‌های بریتانیا بوده اما به‌هرحال ما مسیری ناهموار پیدا کردیم تا راحتی EQC را به چالش بکشیم.



البته که این خودرو سواری راحتی داشته و هندلینگ آن نیز در مقایسه با ابعاد یک شاسی‌بلند خوب است. EQC خیلی تکان نمی‌خورد ولی پاسخ‌های تیز آی پیس را هم ندارد. فرمان خودرو احساس خیلی زیادی ندارد اما خب هرچه باشد یک شاسی‌بلند الکتریکی است.



همانند تمامی خودروهای الکتریکی جدید، شما باید کمی منتظر EQC بمانید. اولین نمونه‌های این خودرو در ماه جولای تحویل مشتریان خواهند شد. نسخه‌های سفارشی این خودرو همچون ادیشن 1886 هم تولید خواهند شد اما تنها به تعداد 100 دستگاه در دسترس خواهند بود. قیمت این مدل از 79205 پوند شروع می‌شود.



با این پول تجهیزات درخوری هم دریافت می‌کنید. از جمله تجهیزات مدل استاندارد اسپورت می‌توان به دوربین دنده‌عقب، ورود بدون کلید، چراغ‌های جلوی LED، صندلی‌های جلوی گرم شونده و رینگ‌های 19 اینچی آلیاژی اشاره کرد.



مدل‌های AMG Line ارزش اضافه پرداخت را دارند. در این خودرو صندلی‌های چرمی و جزئیات اسپورت تر در بدنه و کابین بکار رفته‌اند و البته باید به رینگ‌های 20 اینچی هم اشاره کنیم. از نظر ارتباطات نیز این خودرو با دست پر وارد میدان شده و دارای ناوبری واقعیت مجازی، ارتباط کامل با گوشی‌های هوشمند، شارژ بی‌سیم، سیستم صوتی برمستر و پکیج انرژی مرسدس می‌باشد.



نهایتاً به تریم پریمیوم پلاس می‌رسیم که از جمله تجهیزات آن می‌توان به هدآپ دیسپلی، صندلی‌های دارای حافظه، پارک خودکار و دستیار MBUX اشاره کرد که به راننده و سرنشین جلو اجازه می‌دهد تا عملکردهای خودرو را از طریق حرکات دست فعال کنند.



متأسفانه پکیج دستیار رانندگی مرسدس بهای 1695 پوندی داشته و به‌صورت استاندارد عرضه نشده است. این سیستم به راننده کمک می‌کند در موقعیت‌های اضطراری واکنش خوبی داشته باشد. همچنین قابلیت خودران نیز در این پکیج گنجانده شده است.



دستیار صوتی مرسدس نیز به‌صورت استاندارد وجود دارد. این سیستم با گفتن عبارت ساده‌ی “هی مرسدس ” فعال شده و می‌پرسد چگونه می‌توانم به شما کمک کنم. این سیستم اکثر عملکردهای اصلی خودرو را در اکثر مواقع کنترل می‌کند. زمانی که کار کند هم عالی خواهد بود. البته ما زمانی که از سیستم خواستیم دمای سیستم تهویه را بالا ببرد یک موزیک رپ را پلی کرد!



در بازاری شلوغ و پر از رقبای سرسخت، مرسدس EQC قطعاً یک رقیب درخور است. ما سواری راحت و ریلکس و تقریباً بی‌صدای این خودرو را دوست داریم. این خودرو همچنین از تکنولوژی‌های جدیدی سود برده است. البته دوست داشتیم استفاده از برخی تکنولوژی‌ها ساده‌تر بود. همچنین طراحی و میدان دید این شاسی‌بلند می‌توانست بهتر از این‌ها باشد اما این خودرو نشانه‌ای مثبت از آینده‌ی محصولات EQ بوده و استارتی فوق‌العاده محسوب می‌شود.


 

منبع مقاله : پدال

دیدگاه جدید